
اختران سوختند
روح آب مرد
شب برهنه يقين را گم كرد
يك نفر تنها شد
غمش را با فصلي درميان گذاشت
پاييز شد
آخرين پروانه باغ هم آب شد
ستاره دوباره خواب شد
يك نفر تنها شد
فاجعه جاي ما گريه كرد
پگاه در چشمش تار شد
ماهي با اسارت زنده شد!
يك نفر تنها شد
آسمان با من و ما بيگانه شد
حرف دل،همه از تنهايي تن ها شد
يك نفر باز هم تنها شد
در شلوغي تن من و ما
واژه اينبار هم دربه در شد
حرفش در تضاد با همه شد
يك نفر تنها شد
پيش كه رفت ديد لغت هم اشتباه شد
در مفرد،كلمه "تن"مفرد بود اما تنها مفرد شد!
حالا رسيده بود به جايي كه
همه تن ها ،تنها شد
پریسا یادگرفت "ها"مفرد شد
بین تن و تنها هر چه که بود فرد شد
من و تو و ما فرقی نداشت
همه جا تن ها تنها شد