|

با که باید حرف زد؟به که باید حرف زد؟
هرکسی پر ز سخن,هیچکس خالی نیست
هر نفر پر ز کلام,هیچکس با ما نیست
این طرف خسته شده,آن طرف پر ز ناله است
آن طرف سست شده,این طرف فقط غصه است
با که باید حرف زد؟ به که باید حرف زد؟
خط پیشانی همه جمع تنهاییست
طالع هر کس آیینه خودخواهیست
گل اگر در باغ است ,باغبانی نیست
حرف اگر غمبار است ,غمگساری نیست
با که بایدحرف زد ؟ به که باید حرف زد ؟
همه از سوز دل یک دوست بود
همه از بهر من و درد و دل از او بود
سخنش غمبار و دلش غمگین شده بود
غم دوستان همیشه برایم سخت بود
با که باید حرف زد؟به که باید حرف زد؟
او فقط می خواست حرف بزند تا که خالی بشود
از حضور خسته خود پر شده بود نو بشود
او فقط یک درخواست داشت که ,شنیده بشود
به کسی بگوید که هست ,حس بشود
با که باید حرف زد ؟ به که باید حرف زد؟
گوشهامان چه شده ؟چرا شنونده کمیاب شده!؟
شهر ها پر ز شلوغی ست ,آدمها را چه شده!؟
چه کسی از چه کسی سیر شده ,چه کسی خسته شده!؟
چه شده تنها شدیم چه شده تن ها ,تنها شده!؟
با که باید حرف زد ؟ به که باید حرف زد؟
با که باید حرف زد ؟ به که باید حرف زد؟
چند بار از خود پرسیدی!آیا باید حرف زد؟
پریسا حرف می زنداو دلش روشن است
پس تو هم روشن باش همه ی شهر یک نفر است
با که باید حرف زد ؟ به که باید حرف زد؟
تو هم آن یک نفری ,کمیاب نباش جواب پرسش باش |