تبليغاتX
واژه رنگ زندگی است
واژه رنگ زندگی است

آنچه به قلم می آید می نویسم ...

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

آرزويت را بگو

شنبه بیست و ششم اسفند 1385-2:49 -پریسا


              
لم مي دهم بروي تنبلي اين دقيقه هاي مانده

صندلي را عقب مي كشم
گلدان را پر از داوودي مي كنم
آئيينه را جلا مي دهم
به ساعت خيره مي شوم
نه اين خودكار خيال نوشتن ندارد
نامش را ؟
اسم شبش را ؟
حرفي بزن !

لب خواني بلد نيستم
و او اسم شب را صدا مي زند
نزديكتر بيا !


-- تو باور نکن!--
(من کی گفتم مهم است !!)
اما...
 آسمان پنجره ام را پولکدوزی می کرد
یعنی ماه هم راکد شده؟!!
سرسرانه مي خنديد

موجش بي اختيار و بي الهه
به تازيانه ي باد
مي تاخت
تخم تکاپوی بهبود بشریم.
سبزه: "اي نزديك‌بين مهربان!

همبستگي يعني : در فكر هم بودن

سقف خورشيد بس كه پايين است
سايه  بانش باز
نزديك است
چقدر صداي زمان
در عقربه ها گير كرده نمي دانم

اما اين بار اسم  شب سال نو
در زماني از شب است
نكند خواب بماند
ستاره امشب
زودتر از من سر سفره
هفت سين است

دلت بسوزد
اسم شب اگر جا بماند
من بيدارم
پريسا هم هست
شعر را نور افشان كن

حالا لبخند بزن
چشمهايت را ببند
بگو چقدر خدا نزديك است
پروازكن

اسم شب را تو بگو
هر چه گفتي قبول
در اين لحظه آرزو كن
حالا آرزويت را
بگو

لینک ثابت |

مي خواهم آنچه مي خواهم بخواهم

یکشنبه بیستم اسفند 1385-3:32 -پریسا


                            

مي خواهم روز را براي خود داشته باشم
شب را پر ستاره
خواب را آرام
ماه را زيبا داشته باشم

مي خواهم خورشيد را بسوزانم
ابر را  تكه كنم
نزديك پاييز باشم
و برگ ها را رنگ بزنم

مي خواهم  محتاج  نور نباشم
خودم نور باشم
ستاره باشم
 من
ماه باشم

مي خواهم زندگي را در خاك ببينم
باران را بياورم
اما اشكي زير باران
ريخته نشود
دلم رحم داشته باشد
همه را خوب ببينم

اما شهر  خيلي ديوار دارد
هسته اش كرم خورده
كرم را دوست دارم
اما او ما را دوست ندارد

مي خواهم كسي نترسد
كه خورشيد گم شود
مهتاب كم شود
يا ستاره نباشد
 
مي خواهم خودم باشم
پريسا باشم
آبي و آرام
يك نفر تكانم داد!
خانم ببخشيد راه من كدام است؟

لینک ثابت |

دلتنگ

شنبه دوازدهم اسفند 1385-3:54 -پریسا


   امشب آمدم سراغ تو سري به كلبه ات بزنم
   در بزنم زنگ بزنم حرفات واز اول  رنگ بزنم

    ديدم هوا باز ابريه  كلبه  ات بازم  بارونيه
رفتم دم در اون يكي دوست گفتم دلش حتما آبيه

اما رنگش ارغواني بود  صداش خيلي گرفته بود
خواستم باهاش حرف بزنم  ديدم همه اش گرفتاري بود

خواستم بيام سراغ تو  گفتم قبلش خبر بدم كه شاد بشي
اما  بدتر شد ، گفتي كه سنگ صبور بشم تا توا م سبك بشي

حالا  يك كم احوال همه سبك شده دل بعضي آروم شده
جاي يك غصه كم شده ، غم يكي خالي شده

اما كسي نمونده بود تا خودم و سبك كنه
از اين همه شنيده ها  دل منا آروم كنه

الان يكي دادگاهي شده، بدون شاكي شده
حالا ميگه  وكيل مدافع بازم پريسا شده

چرا همش غم دارند  ناله تو شبها  دارند
چرا دارند ابر ميكارند همش بارون ميارند

منم مثل همه شب دارم  سياهتر از كلاغ دارم
اما هنوز ستارها را با ماه شب قبول دارم

يكي مي گفت دلش شكسته درمون نداره
يكي تنها شده تو تنهايش حبيب نداره

بازم يكي داد مي كشيد از زمونه فرياد مي كشيد
اونطرف تر يكي براي آرامشش سيگار مي كشيد!

دختر ماه خدا ،از لحظه هاش ايراد مي گرفت
پسر شاه خدا، ازخرده هاش آمار مي گرفت

اون  يكي قلمش و سياه مي كرد و شكايت مي نوشت
يكي  داشت از روي همون برگه كپي كرده مي نوشت

جوهر را قلم زدند قلم و سياه زدند سياه و رنگ زدند
جواب و رقم زدند  غمها را ورق زدند عددا را زياد زدند

عددا زياد شدند باور كنيد خيلي شدند
غصه ها سوز دار شدند باور كنيد خيلي شدند

دل من جا نداره به كي بگه ديگه بسه
دل من خسته شده  با كي بگه  كمي آسته

آخي همه به من مي گند  كه بشنوم
منم همش فقط آروم مي شم و مي شنوم

از غصه تون امشب خودم دلم گرفته شد
خواستم بگم تا بشنويد ديدم چشماتون خسته شد

ديدم  همشون آروم شدند  آسمونشون آفتابي شد
پريسا هم چشماش  خسته شد  دلش آسموني شد

گفتش خدا  يادشون بيار كه  شبها اگر سياه باشه
اگر روزها تيره بشه و  پشت سر هم  بد باشه

نگاه كني ستاره و ماه تو دل تاريكي چشمك مي زنه
تو تيرگي بين غمها، شادي داره پل مي زنه

فقط بايد صبر بكني  يك كم تحمل بياري
يك كم  توكل بكني يك ذره هم اميد بكاري

ورق ديگه زياد شده قلم ديگه بي سر شده دل منم آروم شده
چشمام ديگه خسته شده آخر غصه با قصه خوب تموم شده

 

لینک ثابت |

كي مي گه

دوشنبه هفتم اسفند 1385-3:43 -پریسا


كي مي گه دخترا مثل موشند
كي مي گه دخترا بادكنك ند

كي مي گه من بايد زود ببارم
كي مي گه زود بايد اشك بيارم

اوني كه گفته بد مي بينه
روزگارش رو سياه مي بينه

من جلو شما ها اشك ندارم كه ببارم
زير بارون نميرم تا كسي نبينه كه مي بارم

اما در گوشت مي گم كه غريبه نشنوه
آروم مي گم كه فلاني  نشنوه

هر كسي گريه كنه زار بزنه  موش نميشه
اوني كه داد ميزنه هوار داره ،خودآقا موشه

گريه بكن اما برا خدا بكن
حرف بزن اما برا خدا بزن

بابا مامان براي  اشكت شاد شدند؟
كدومشون با گريه هات  دلشاد شدند؟

اينا پريسا نمي گه  اما از يك جا شنيده
مي گند كسي كه دوستته  اشكتت و در نمياره

ارزش اشكتا بدون روي زمين آبش نكن
ارزش لبخند و بدون  روي زمين  آه ش نكن

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد کدهای جاوا اسکریپت بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

*
*
*
*
*
*
*
#FFFFFF
JavaScript Codes