تبليغاتX
واژه رنگ زندگی است
واژه رنگ زندگی است

آنچه به قلم می آید می نویسم ...

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

لجباز

یکشنبه نهم تیر 1387-2:35 -پریسا

 

              

لجبازی میکنم

مثل کودکی که آبنباتش را میخواهد

یا عروسکش را گرفته اند

اما وقتی نگاه میکنم

کودک نیستم

ولی

بازهم لجبازی می کنم!

با چه کسی؟!

با خودم

با زندگیم

با همه کس و همه چیز لج کردم

امروز روز بچگی های من شده

نگاهم نکنید

سکوت که میکنم

معنی آن را درک نمیکنید

حرف هم که می زنم

چیز دیگری می شنوید

پس نگاهم نکنید

من نیستم

با معنی حرف و سکوتم

برای خودتان

از پریسا ویرانه ساخته اید

 

لینک ثابت |

فراموش کردم

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387-2:3 -پریسا


              

یک روز نیست عمری ست
بگذار دل باور کند که افتاب هنوز گرم است
شب را به فردا سپردم
رفتم که پرواز کنم
یک لحظه
 شوق سقوط یا پرواز مانعم شد
رفتم که با شادیها سازش کنم
این بار گلها را نوازش کنم
گاهی عقل نقب میزد
خودت را نباز
انتظار زمان, خاطره میسازد
شیرین ترین لبخند
بر لبان اراده ام است
که به هنگام تماشای صداقت
رهگذر بشریت را می اشامم
چقدر امروز مردم نفس کشیدند
اکسیژن چقدر هوا را میمکید
من کجای امروز بودم!؟
سرم آنقدر شلوغ بود که فراموش کردم هستم
باورت میشود
خودم را از یاد بردم!
الان شب است
و خسته از امروز
حتما فردا بیشتر دنبال خودم میگردم
لطفا یاداشتی در جیبم بگذار
فردا پریسا  فراموش نشود

لینک ثابت |

عروسک وار

جمعه دهم خرداد 1387-3:58 -پریسا


 

                           

گریه کنم یا نکنم دم بزنم یا نزنم ,من دارم حر ف می زنم؟
 شوکه شدم نمیدانی ایا خواب می بینم  حرف نزنم؟

زبانم لال چرا نمی شود دلم چرا شاکی می شود!
 ساکت شوم سکوتم سنگین تر از فریاد می شود

بغض سنگین تر است یا سکوتی که کرده ام؟
نفس کشیدن باور بکن سنگین شده ,نفس هم کشیده ام؟!

چرا باید اشک بریزیم چه خبر شده چرا باید غم ببارم
شاید شادی خسته شده منتظر بوده تا این بار اشک ببارم!

میگویند اعمال خودمان است بازتابش را میبینی
عملت را بسنج مستوجب این بودی ایا؟ چیزی میبینی؟

شنیده ای می گویند:میخواهند عروسک وار زندگی کنند
چقدر دلم میخواست بگویند و جرات کنند و امتحان کنند

عروسک شادیست نگاهش کن بلد نیست حرف بزند
فقط لبخند می زند, پلک میزند ,  یکی بگوید حرف بزند

نفسش بند امده وگرنه دوست دارد فریاد بزند
یکی بیاید در گوشش بگوید چه شده  صدایش بزند

دخترکی گریه اگر میکند با شما نیست خم نشوید 
شما ناراحت نشوید این عروسکی  ست رد بشوید

یک نفر مقابلش ایستاده او چرا رد نشده!
چقدر شبیه اوست   او از دستش خسته نشده

تا  اشک نریزی او را میبنی هاله اشک  را نگه دار بگو نریزد
اشک او را مات میکند تنها می شوی بگو بریزد یا نریزد؟

 ایینه صیقل دارد ببین چقدر مات ومبهوت تو را می بیند
تصویرش ثابت مانده  او دارد خودش را می بیند

یکی بیاید حرفی بزند, بگوید خواب می بیند یکی دستی بدهد
یکی بیاید گریه بدهد ,خدایا یکی بیاید فقط پریسا را تکانی بدهد

لینک ثابت |

گل من

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387-3:33 -پریسا

               

گل من مونده پیشت خیلی مسیر دور بود
از اینجا تا به کجا فکر می کنم که چی بود؟

دستی بهش نمی رسید از بس که راهش دور بود
دلم اگر میخواستش فقط برای نور بود

یک یادگار یک شاخه گل یک بوی خوب یک ماه بود
گل من اجاره ی یک قصه ,گل شازده کوچولو بود

ستاره در حال گذر باز دوباره یک شب بود
باز م داره صبح میشه یک نفر دنبال یک ستاره بود

چشمای جستجو را حس می کنی چطور بود؟
پری قصه ای بود یک شعر تازه ای بود

چشماش دیگه خسته بود ,دستش ولی بسته بود
صبح که شد گل نبود گلش تو قصه مونده بود

میون قصه ها گل من اسم شعر پریسا بود
اول شعر گل سرخ یادگار موندگار قصه بود

لینک ثابت |

حالا می دانم

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387-17:21 -پریسا

           
 
حالا می دانم شاخه های رز و مریم با هم فرق دارند
آری!اگر بسیار یا کم گلها با هم فرق دارند
لحظه ای شادم و لحظه ای مات و غمگین
میدانم  اینک لحظه ها با ثانیه ها فرق دارند
بر عکس می گردم طواف می کنم خانه ات را
دیوانه دوست دارم باشم مگر  چرخیدنها فرق دارند؟!
من یقین کافر هستم ,تو  اطمینان دارم با شک مومنی
با این حساب  , حسابهای جهنم هم با هم فرق دارند
میدانم گرفتن پروانه در مشت مرگ وقوع حادثه  دارد
لحظه های گرفتن و رها کردن  هم با هم فرق دارند
واژه هایم واژه واژه باهم در گفتگوی زندگی
 واژه هایم هم مثل پریسا ها با هم فرق دارند

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد کدهای جاوا اسکریپت بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

*
*
*
*
*
*
*
#FFFFFF
JavaScript Codes